ترجمه "wretchedness" به فارسی
بدبختی, بیچارگی, پستی بهترین ترجمه های "wretchedness" به فارسی هستند.
wretchedness
noun
دستور زبان
An unhappy state of mental or physical suffering. [..]
-
بدبختی
nounI have only wished to prevent you from hurrying us into wretchedness without any necessity,
فقط میخواستم کاری کنم که با عجله و بدون جهت ما را به بدبختی نکشی.
-
بیچارگی
But hunger and wretchedness rise superior to fears in the long run.
مدتی که گذشت روز گرسنگی و بیچارگی به ترس چربید.
-
پستی
-
ترجمه های کمتر
- بدی
- بد بختی
- تهی دستی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wretchedness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن