ترجمه "wriggle" به فارسی
تکان, وول خوری, لولیدن بهترین ترجمه های "wriggle" به فارسی هستند.
wriggle
verb
noun
دستور زبان
(intransitive) To slightly twist one's body and quickly move one's limbs. [..]
-
تکان
As thedoor closed he yawned voluptuously, chest out, shoulders wriggling, andturned cynically to his wife.
در که بسته شد، خمیازه لذت بخشی کشید، سینه جلو داد، شانههایش را تکان داد و با لاابالی گری رو به زنش کرد.
-
وول خوری
-
لولیدن
-
ترجمه های کمتر
- جنبش
- جنباندن
- گریختن
- (با حیله گری یا بهانه) شانه خالی کردن
- (مثل مار یا کرم) حرکت کردن
- (کاشانی) لوشیدن
- تکان دادن
- حرکت مارمانند
- حرکت مارپیچ
- طفره زدن
- لول خوردن یا زدن
- مارپیچ رفتن
- وول زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wriggle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن