ترجمه "koski" به فارسی
تنداب, آبشار بهترین ترجمه های "koski" به فارسی هستند.
koski
noun
verb
دستور زبان
-
تنداب
nounKanjoni on tunnettu 23 kilometrin matkalla olevista kuohuvista koskista, jotka voivat olla erityisen vaarallisia.
این تنگه بخاطر ١۴ مایل (٢٣-کیلومتر) تنداب هائی که می توانند خطرناک باشند مشهور است.
-
آبشار
nounTätä menoa emme pääse koskaan putouksille.
با اين سرعت ، صد سال ديگه هم نمي رسيم به " آبشار "!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " koski " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Koski
proper
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Koski" در فرهنگ لغت فنلاندی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Koski در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "koski"
عباراتی شبیه به "koski" با ترجمه به فارسی
-
ابدا · هرگز · هیچ · هیچ وقت · هیچگاه
-
اگر در صورتي
-
بهم فشردن · درد کشیدن · زدن · سوزش داشتن · لمس کردن · نگاه کردن · وابسته بودن · وابسته بودن به · پرماسیدن
-
اختصاص داشتن · وابسته بودن
-
درباره
-
اصلا · درهر صورت · هرگز · همواره · همیشه · هیچ · هیچ وقت · هیچوقت
-
zirå · از آنجایی که · بدلیل · برای · برای اینکه · زيرا · زیرا · كَی · چون · چونکه · کی
-
ابدا · هرگز · هیچ · هیچ وقت · هیچگاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن