ترجمه "koskea" به فارسی
زدن, لمس کردن, پرماسیدن بهترین ترجمه های "koskea" به فارسی هستند.
koskea
verb
noun
دستور زبان
-
زدن
verbHänet leimattiin petturiksi, koska hän lähti ennen iskua.
بسایف درست قبل از برخورد بمب از اونجا رفت بهش برچسب خائن رو زدن
-
لمس کردن
verbJa olen jopa valmis allekirjoittamaan sivuja jotka sanovat etten anna koskaan kenenkään muun saada sitä, lupaan.
و حتی شاید بدون لمس کردن پرنده، قسم میخورم بتونم یک اسکن عالی سه بعدی بگیرم.
-
پرماسیدن
-
ترجمه های کمتر
- بهم فشردن
- درد کشیدن
- سوزش داشتن
- نگاه کردن
- وابسته بودن
- وابسته بودن به
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " koskea " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "koskea"
عباراتی شبیه به "koskea" با ترجمه به فارسی
-
ابدا · هرگز · هیچ · هیچ وقت · هیچگاه
-
اگر در صورتي
-
اختصاص داشتن · وابسته بودن
-
درباره
-
اصلا · درهر صورت · هرگز · همواره · همیشه · هیچ · هیچ وقت · هیچوقت
-
آبشار · تنداب
-
zirå · از آنجایی که · بدلیل · برای · برای اینکه · زيرا · زیرا · كَی · چون · چونکه · کی
-
ابدا · هرگز · هیچ · هیچ وقت · هیچگاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن