ترجمه "koskien" به فارسی

درباره ترجمه "koskien" به فارسی است.

koskien verb noun
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • درباره

    adposition

    Et halua puhua tästä, koska tiedät mikä on väärin.

    تو نميخواي درباره ش حرف بزني ، چون ميدوني کار اشتباهيه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " koskien " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "koskien" با ترجمه به فارسی

  • ابدا · هرگز · هیچ · هیچ وقت · هیچگاه
  • اگر در صورتي
  • بهم فشردن · درد کشیدن · زدن · سوزش داشتن · لمس کردن · نگاه کردن · وابسته بودن · وابسته بودن به · پرماسیدن
  • اختصاص داشتن · وابسته بودن
  • اصلا · درهر صورت · هرگز · همواره · همیشه · هیچ · هیچ وقت · هیچوقت
  • آبشار · تنداب
  • zirå · از آنجایی که · بدلیل · برای · برای اینکه · زيرا · زیرا · كَی · چون · چونکه · کی
  • ابدا · هرگز · هیچ · هیچ وقت · هیچگاه
اضافه کردن

ترجمه های "koskien" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه