ترجمه "valvoja" به فارسی
مراقب, ناظر, حافظ بهترین ترجمه های "valvoja" به فارسی هستند.
valvoja
noun
دستور زبان
-
مراقب
noun4 Yksi tärkeä syy valvoa kielenkäyttöä on se, että sanoilla on voimaa.
۴ یکی از دلایل مهمی که باید مراقب سخنانمان باشیم این است که کلام دارای قدرت است.
-
ناظر
nounViittauksellaan ”valvojiin” ja ”vouteihin” tämä ennustus kiinnittää huomion järjestön toimintaan liittyviin parannuksiin Jehovan kansan keskuudessa.
این نبوت با اشاره به «ناظران» و «حاکمان» نشان میدهد که روند سازماندهی قوم یَهُوَه رو به بهبودی میرود.
-
حافظ
noun
-
ترجمه های کمتر
- سرپرست
- سگ نگهبان
- متولی
- مشرف
- نگهبان
- کارمند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " valvoja " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "valvoja" با ترجمه به فارسی
-
تضمین کردن · حتمی کردن · محاکمه کردن · مطمئن ساختن · نظارت کردن
-
حسابدار · ذی حساب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن