ترجمه "valvonta" به فارسی

سرپرستی, قیمومیت, مبصری بهترین ترجمه های "valvonta" به فارسی هستند.

valvonta noun دستور زبان
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرپرستی

    noun

    Tämä vaati sitä, että lukuisat eri puolilla toimivat paikallisseurakunnat saatettiin asianmukaisen valvonnan alaisuuteen.

    (کولسیان ۱:۲۳) به دنبال این گسترش جماعاتی به صورت متفرق بوجود آمدند که میبایست بدرستی سرپرستی میشدند.

  • قیمومیت

    noun
  • مبصری

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • مراقبت
    • نظارت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " valvonta " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Valvonta
+ اضافه کردن

فنلاندی-فارسی فرهنگ لغت

  • نظارت

    Valvonta uskottiin siis niille, jotka osallistuivat aktiivisesti sananpalvelukseen, ja työ meni eteenpäin.

    بدین ترتیب سرپرستی و نظارت به کسانی واگذار شد که در خدمت مسیحی فعال بودند و در نتیجه موعظه پیشرفت کرد.

عباراتی شبیه به "valvonta" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "valvonta" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه