ترجمه "fonctionner" به فارسی
کار کردن, انتقام گرفتن, نقشه بهترین ترجمه های "fonctionner" به فارسی هستند.
fonctionner
verb
دستور زبان
Se dérouler correctement, comme espéré ou attendu.
-
کار کردن
verbLes entreprises diversifiées sont de meilleurs lieux de travail et fonctionnent mieux.
میدانیم که کمپانیهایی با تنوع کارمندی صرفاً جاهای بهتری برای کار کردن نیستند؛ بلکه عملکردشان هم بهتر است.
-
انتقام گرفتن
verb -
نقشه
nounC'est juste qu'ils ne fonctionnent jamais.
ببخشيد ، اما نقشه هات هيچوقت کار نمي کنه.
-
ترجمه های کمتر
- نقشه برداری
- کار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fonctionner " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن