ترجمه "mengurus" به فارسی

ابداع کردن, اداره کردن, برآمدن بهترین ترجمه های "mengurus" به فارسی هستند.

mengurus
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابداع کردن

    verb
  • اداره کردن

    verb

    12 Untuk mengelola urusan yang miskin, dan segala sesuatu yang berkaitan dengan keuskupan baik di tanah Sion maupun di tanah Kirtland;

    ۱۲ در اداره کردن امور بینوایان، و همۀ چیزهای در ارتباط با مقام اسقفی هم در سرزمین صهیون و هم در سرزمین کِرتلند؛

  • برآمدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • حریف شدن
    • مهندسی کردن
    • نظارت کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mengurus " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mengurus" با ترجمه به فارسی

  • معامله · نظارت کردن
  • رئیس · سرایدار · سرپرست · مدیر · مستحفظ · موسس · ناظر
  • برآمدن · حریف شدن · لاغر کردن · نظارت کردن
  • برنامه ریزی · تکلیف خانه · مدرسه مقدماتی · مدریت · مشق
  • تماس گرفتن
  • امرمهم · تکلیف · سرفصل · ضابطه · عنوان · مبحث · معامله · موضوع · وظیفه · کار · کار مشکل
اضافه کردن

ترجمه های "mengurus" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه