ترجمه "pengurus" به فارسی

رئیس, سرایدار, سرپرست بهترین ترجمه های "pengurus" به فارسی هستند.

pengurus
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • رئیس

    noun

    Presiden punya banyak urusan dibandingkan tindakan bodoh Louis.

    رئیس جمهور کارهای مهمتر از فکر کردن به حماقت لوئیس داره

  • سرایدار

    noun
  • سرپرست

    noun

    Jika anda memasukkan seorang pengurus administrasi dalam tim ini,

    اگر شما سرپرست اجرایی برای تیمتان بگذارید،

  • ترجمه های کمتر

    • مدیر
    • مستحفظ
    • موسس
    • ناظر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pengurus " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pengurus" با ترجمه به فارسی

  • معامله · نظارت کردن
  • ابداع کردن · اداره کردن · برآمدن · حریف شدن · مهندسی کردن · نظارت کردن
  • برآمدن · حریف شدن · لاغر کردن · نظارت کردن
  • برنامه ریزی · تکلیف خانه · مدرسه مقدماتی · مدریت · مشق
  • تماس گرفتن
  • امرمهم · تکلیف · سرفصل · ضابطه · عنوان · مبحث · معامله · موضوع · وظیفه · کار · کار مشکل
اضافه کردن

ترجمه های "pengurus" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه