ترجمه "urus" به فارسی

معامله, نظارت کردن بهترین ترجمه های "urus" به فارسی هستند.

urus verb دستور زبان
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • معامله

    noun

    Pertama, aku akan mencari Bullock lalu mengurus misilnya.

    اول بولک رو ميارم و بعد ميريم سراغ معامله موشک ها.

  • نظارت کردن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " urus " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "urus" با ترجمه به فارسی

  • ابداع کردن · اداره کردن · برآمدن · حریف شدن · مهندسی کردن · نظارت کردن
  • رئیس · سرایدار · سرپرست · مدیر · مستحفظ · موسس · ناظر
  • برآمدن · حریف شدن · لاغر کردن · نظارت کردن
  • برنامه ریزی · تکلیف خانه · مدرسه مقدماتی · مدریت · مشق
  • تماس گرفتن
  • امرمهم · تکلیف · سرفصل · ضابطه · عنوان · مبحث · معامله · موضوع · وظیفه · کار · کار مشکل
اضافه کردن

ترجمه های "urus" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه