ترجمه "pengurusan" به فارسی

برنامه ریزی, تکلیف خانه, مدرسه مقدماتی بهترین ترجمه های "pengurusan" به فارسی هستند.

pengurusan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • برنامه ریزی

    noun

    38 Karenanya, biarlah para murid-Ku di Kirtland menata urusan duniawi mereka, yang berdiam di atas tanah pertanian ini.

    ۳۸ از این رو، بگذارید رسولان من در کِرتلند، کسانی که بر این زمین کشاورزی ساکن هستند، کارهای روزمره شان را برنامه ریزی کنند.

  • تکلیف خانه

    noun
  • مدرسه مقدماتی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • مدریت
    • مشق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pengurusan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pengurusan" با ترجمه به فارسی

  • معامله · نظارت کردن
  • ابداع کردن · اداره کردن · برآمدن · حریف شدن · مهندسی کردن · نظارت کردن
  • رئیس · سرایدار · سرپرست · مدیر · مستحفظ · موسس · ناظر
  • برآمدن · حریف شدن · لاغر کردن · نظارت کردن
  • تماس گرفتن
  • امرمهم · تکلیف · سرفصل · ضابطه · عنوان · مبحث · معامله · موضوع · وظیفه · کار · کار مشکل
اضافه کردن

ترجمه های "pengurusan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه