ترجمه "menyebutkan" به فارسی

اشاره کردن, تاسیس کردن, تشخیص دادن بهترین ترجمه های "menyebutkan" به فارسی هستند.

menyebutkan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اشاره کردن

    verb

    Tapi ia menyebutkan sebuah foto mendorong rasa ingin tahuku.

    اما تو به عکسي اشاره کردي که خيلي حس کنجکاوي منو غلغلک داد.

  • تاسیس کردن

    verb
  • تشخیص دادن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • تشکیل دادن
    • نام بردن
    • کاندید کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " menyebutkan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "menyebutkan" با ترجمه به فارسی

  • اشاره کردن · شناختن · صریحا گفتن · مژده دادن · نام بردن · نامبُردن · گفتن · یادآوری
  • اتصال · ادای سخن · اعلام · طرز بیان · مژدگانی
  • اشاره · اشاره کردن · تاسیس کردن · تشخیص دادن · تشکیل دادن · تلفن زدن · تلفن کردن · ذکر · صریحا گفتن · قول دادن · مژده دادن · نام بردن · نعره کشیدن · پیش گویی کردن · کاندید کردن · گفتن
  • ادا · ادای سخن · اشاره · تذکر · تصدیق · ذکر · سپاسگزاری · نامگذاری · وجه تسمیه
  • اشاره کردن · شناختن · صریحا گفتن · مژده دادن · نام بردن · نامبُردن · گفتن · یادآوری
اضافه کردن

ترجمه های "menyebutkan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه