ترجمه "sebutan" به فارسی

ادا, ادای سخن, اشاره بهترین ترجمه های "sebutan" به فارسی هستند.

sebutan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ادا

    noun

    Jika ada yang sakit atau sedang dalam perjalanan selama waktu ini harus mengganti hari-hari puasa tersebut.

    کسانی که در خلال این مدت بیمار و یا مسافر میباشند، ملزم هستند غافلهٔ آن را ادا نمایند.

  • ادای سخن

    noun
  • اشاره

    noun

    Alkitab menunjukkan bahwa koral sangat berharga dengan menyebutkannya bersamaan dengan emas, perak, dan batu safir.

    کتاب مقدّس هنگام اشاره به قیمت مرجان، آن را همچون طلا، نقره و یاقوت کبود توصیف میکند.

  • ترجمه های کمتر

    • تذکر
    • تصدیق
    • ذکر
    • سپاسگزاری
    • نامگذاری
    • وجه تسمیه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sebutan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sebutan" با ترجمه به فارسی

  • اشاره کردن · شناختن · صریحا گفتن · مژده دادن · نام بردن · نامبُردن · گفتن · یادآوری
  • اتصال · ادای سخن · اعلام · طرز بیان · مژدگانی
  • اشاره کردن · تاسیس کردن · تشخیص دادن · تشکیل دادن · نام بردن · کاندید کردن
  • اشاره · اشاره کردن · تاسیس کردن · تشخیص دادن · تشکیل دادن · تلفن زدن · تلفن کردن · ذکر · صریحا گفتن · قول دادن · مژده دادن · نام بردن · نعره کشیدن · پیش گویی کردن · کاندید کردن · گفتن
  • اشاره کردن · شناختن · صریحا گفتن · مژده دادن · نام بردن · نامبُردن · گفتن · یادآوری
اضافه کردن

ترجمه های "sebutan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه