ترجمه "penyebutan" به فارسی
اتصال, ادای سخن, اعلام بهترین ترجمه های "penyebutan" به فارسی هستند.
penyebutan
-
اتصال
noun -
ادای سخن
noun -
اعلام
nounJika masih ada waktu, ia dapat menyebutkan nama para siswa yang mendapat tugas minggu berikutnya.
اگر وقت اجازه داد، او میتواند نام شاگردانی را که هفتهٔ بعد تکلیف دارند اعلام کند.
-
ترجمه های کمتر
- طرز بیان
- مژدگانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " penyebutan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "penyebutan" با ترجمه به فارسی
-
اشاره کردن · شناختن · صریحا گفتن · مژده دادن · نام بردن · نامبُردن · گفتن · یادآوری
-
اشاره کردن · تاسیس کردن · تشخیص دادن · تشکیل دادن · نام بردن · کاندید کردن
-
اشاره · اشاره کردن · تاسیس کردن · تشخیص دادن · تشکیل دادن · تلفن زدن · تلفن کردن · ذکر · صریحا گفتن · قول دادن · مژده دادن · نام بردن · نعره کشیدن · پیش گویی کردن · کاندید کردن · گفتن
-
ادا · ادای سخن · اشاره · تذکر · تصدیق · ذکر · سپاسگزاری · نامگذاری · وجه تسمیه
-
اشاره کردن · شناختن · صریحا گفتن · مژده دادن · نام بردن · نامبُردن · گفتن · یادآوری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن