ترجمه "condotta" به فارسی
رفتار, kerdâr, اخلاق بهترین ترجمه های "condotta" به فارسی هستند.
condotta
noun
feminine
دستور زبان
-
رفتار
nounTutti avevano grande stima di lui per la sua condotta e i suoi modi.
به خاطر رفتارها و وضع برخوردهای خوب او، همه احترام عمیقی برای او قائل اند.
-
kerdâr
-
اخلاق
noun feminineChe effetto ha sulla nostra condotta l’osservanza dei rammemoratori di Dio?
نگاه داشتن یادآوریهای یَهُوَه چه تأثیری بر اخلاق ما دارد؟
-
ترجمه های کمتر
- اداره
- اعمال
- بررسی
- خط لوله
- خط لوله انتقال
- درمان
- رسیدگی
- لوله کشی
- کردارها
- کرده ها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " condotta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "condotta" با ترجمه به فارسی
-
مرامنامه
-
rânandé · shufer · راننده · شوفر
-
bordan bé · hedâyat kardan · rah-bari kardan · rândan · اداره کردن · ادامه دادن · خلبانی کردن · راندن · رساندن · روندن · هواپیمایی کردن
-
جنگیدن · جهاد کردن
-
monjar · خط لوله · لوله · لوله اب · لوله کشی · مجرا · کانال
-
مجرای گوش
-
وثیقه
-
مری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن