ترجمه "condotto" به فارسی
monjar, خط لوله, لوله بهترین ترجمه های "condotto" به فارسی هستند.
condotto
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
Sistema di tubi, spec. dal diametro molto grande, per lo scarico o la distribuzione di liquidi o gas.
-
monjar
-
خط لوله
noun masculineSistema di tubi, spec. dal diametro molto grande, per lo scarico o la distribuzione di liquidi o gas.
Il condotto e'stato progettato per resistere ai blackout.
خط لوله ها طوري طراحي شده که در زمان قطع برق هم مقاوت خودش رو حفظ کنه.
-
لوله
noun masculineIl condotto e'stato progettato per resistere ai blackout.
خط لوله ها طوري طراحي شده که در زمان قطع برق هم مقاوت خودش رو حفظ کنه.
-
ترجمه های کمتر
- لوله اب
- لوله کشی
- مجرا
- کانال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " condotto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "condotto" با ترجمه به فارسی
-
مرامنامه
-
rânandé · shufer · راننده · شوفر
-
bordan bé · hedâyat kardan · rah-bari kardan · rândan · اداره کردن · ادامه دادن · خلبانی کردن · راندن · رساندن · روندن · هواپیمایی کردن
-
جنگیدن · جهاد کردن
-
kerdâr · اخلاق · اداره · اعمال · بررسی · خط لوله · خط لوله انتقال · درمان · رسیدگی · رفتار · لوله کشی · کردارها · کرده ها
-
مجرای گوش
-
وثیقه
-
مری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن