ترجمه "condurre" به فارسی
راندن, bordan bé, hedâyat kardan بهترین ترجمه های "condurre" به فارسی هستند.
condurre
verb
دستور زبان
Trasportare, specialmente ad un posto predestinato. [..]
-
راندن
verbil governo federale condusse quella che venne definita
دولت فدرال چيزى را كه راندن زمين نام داشت را
-
bordan bé
-
hedâyat kardan
-
ترجمه های کمتر
- rah-bari kardan
- rândan
- روندن
- اداره کردن
- ادامه دادن
- خلبانی کردن
- رساندن
- هواپیمایی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " condurre " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "condurre"
عباراتی شبیه به "condurre" با ترجمه به فارسی
-
مرامنامه
-
rânandé · shufer · راننده · شوفر
-
جنگیدن · جهاد کردن
-
kerdâr · اخلاق · اداره · اعمال · بررسی · خط لوله · خط لوله انتقال · درمان · رسیدگی · رفتار · لوله کشی · کردارها · کرده ها
-
monjar · خط لوله · لوله · لوله اب · لوله کشی · مجرا · کانال
-
مجرای گوش
-
وثیقه
-
مری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن