ترجمه "prova" به فارسی

آزمایش, dalil, emtehân بهترین ترجمه های "prova" به فارسی هستند.

prova noun verb feminine دستور زبان

Periodo di tempo nel quale si prova un prodotto o un'attrezzatura in condizioni di uso normale o estremo per valutare le sue caratteristiche. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آزمایش

    noun

    Ah, d'accordo, ma ho avuto la sensazione che stasera fosse una specie di provino.

    اوم ، باشه ولی امشب حس کردم دارم آزمایش میشم !

  • dalil

  • emtehân

  • ترجمه های کمتر

    • sanad
    • âzmâyesh
    • آزمودن
    • آزمونهاي غربالگري
    • اثبات
    • ادله اثبات دعوی
    • استفاده آزمایشی
    • برهان
    • تلاش
    • تمرین نمایش
    • جد و جهد
    • سعی بلیغ
    • مدرك
    • کوشش
    • کوشیدن
    • گواه
    • گواهی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prova " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "prova"

عباراتی شبیه به "prova" با ترجمه به فارسی

  • آزمايشها · آزمایشگری · کارآزماییها
  • emtehân kardan · esbât kardan · âzmudan · آزمودن · سعیکردن · سنجیدن · محک زدن · نمونه گرفتن · پژوهیدن · کوشیدن · گفتن
  • تحليل رفته
  • estedlâl kardan
  • غربالگري واريتهاي · کارآزماییهای واریته
  • بار اثبات
  • میز آزمایش
  • تاکید کردن
اضافه کردن

ترجمه های "prova" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه