ترجمه "provato" به فارسی
تحليل رفته ترجمه "provato" به فارسی است.
provato
adjective
verb
masculine
دستور زبان
Chi ha vissuto una dura esperienza,ed ha impresse chiaramente le conseguenze della sofferenza e dello stento.
-
تحليل رفته
adjectiveChi ha vissuto una dura esperienza,ed ha impresse chiaramente le conseguenze della sofferenza e dello stento.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " provato " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "provato" با ترجمه به فارسی
-
dalil · emtehân · sanad · âzmâyesh · آزمایش · آزمودن · آزمونهاي غربالگري · اثبات · ادله اثبات دعوی · استفاده آزمایشی · برهان · تلاش · تمرین نمایش · جد و جهد · سعی بلیغ · مدرك · کوشش · کوشیدن · گواه · گواهی
-
emtehân kardan · esbât kardan · âzmudan · آزمودن · سعیکردن · سنجیدن · محک زدن · نمونه گرفتن · پژوهیدن · کوشیدن · گفتن
-
بار اثبات
-
میز آزمایش
-
تاکید کردن
-
براهین وجودی
-
زمان اعتباری · مهلت اعتباری
-
روشهاي تمرين عملي · روشهای کارآزمایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن