ترجمه "provare" به فارسی
emtehân kardan, esbât kardan, âzmudan بهترین ترجمه های "provare" به فارسی هستند.
provare
verb
دستور زبان
Avere un'emozione fisica, un sentimento o una sensazione precisa. [..]
-
emtehân kardan
-
esbât kardan
-
âzmudan
-
ترجمه های کمتر
- آزمودن
- سعیکردن
- سنجیدن
- محک زدن
- نمونه گرفتن
- پژوهیدن
- کوشیدن
- گفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " provare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "provare"
عباراتی شبیه به "provare" با ترجمه به فارسی
-
dalil · emtehân · sanad · âzmâyesh · آزمایش · آزمودن · آزمونهاي غربالگري · اثبات · ادله اثبات دعوی · استفاده آزمایشی · برهان · تلاش · تمرین نمایش · جد و جهد · سعی بلیغ · مدرك · کوشش · کوشیدن · گواه · گواهی
-
تحليل رفته
-
بار اثبات
-
میز آزمایش
-
تاکید کردن
-
براهین وجودی
-
زمان اعتباری · مهلت اعتباری
-
روشهاي تمرين عملي · روشهای کارآزمایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن