ترجمه "prove" به فارسی
کارآزماییها, آزمايشها, آزمایشگری بهترین ترجمه های "prove" به فارسی هستند.
prove
noun
feminine
دستور زبان
-
کارآزماییها
-
آزمايشها
-
آزمایشگری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prove " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "prove" با ترجمه به فارسی
-
dalil · emtehân · sanad · âzmâyesh · آزمایش · آزمودن · آزمونهاي غربالگري · اثبات · ادله اثبات دعوی · استفاده آزمایشی · برهان · تلاش · تمرین نمایش · جد و جهد · سعی بلیغ · مدرك · کوشش · کوشیدن · گواه · گواهی
-
estedlâl kardan
-
غربالگري واريتهاي · کارآزماییهای واریته
-
بار اثبات
-
میز آزمایش
-
تاکید کردن
-
آزمايشگري باليني · کارآزماییهای بالینی
-
پژوهش در مزرعه · کارآزماییها در مزرعه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن