ترجمه "sposa" به فارسی

زن, همسر, ʼarus بهترین ترجمه های "sposa" به فارسی هستند.

sposa noun verb feminine دستور زبان

La donna nel giorno del suo matrimonio.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • زن

    noun

    L'uomo che hai ucciso era padre e sposato!

    مردی که شما کشتید ، زن و بچه داشت.

  • همسر

    noun

    Mia moglie è entrata e uscita dalle cliniche da quando ci siamo sposati.

    همسر من از وقتي که ازدواج کرديم بارها تو آسايشگاه بستري شده.

  • ʼarus

  • ترجمه های کمتر

    • عروس
    • بیوگ
    • تازه عروس
    • خانم
    • زوجه
    • عیال
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sposa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sposa" با ترجمه به فارسی

  • ezdevâj kardan · ازدواج · ازدواج کردن · زناشويي · شامل بودن · شوهر دادن · عروسی کردن · عقیده داشتن به · قرین شدن · پیوند · پیوند کردن · گرفتن
  • moteahhel · شوهردار · عروسیکرده · متأهل · متاهل
  • نامزد شده
  • زوجهای ازدواج کرده
  • dâmâd · داماد · دوما · دوماد · شوهر · مرد · مهتر · نر · همسر
  • اردک جنگلی
  • شیربها
  • ezdevâj kardan · ازدواج · ازدواج کردن · زناشويي · شامل بودن · شوهر دادن · عروسی کردن · عقیده داشتن به · قرین شدن · پیوند · پیوند کردن · گرفتن
اضافه کردن

ترجمه های "sposa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه