ترجمه "sposare" به فارسی
ازدواج کردن, ezdevâj kardan, ازدواج بهترین ترجمه های "sposare" به فارسی هستند.
sposare
verb
دستور زبان
Celebrare un matrimonio.
-
ازدواج کردن
verbTom e Mary si sono sposati in una chiesa non troppo lontano da qui.
تام و ماری در کلیسای کوچکی نه چندان دور از اینجا ازدواج کرده بودند.
-
ezdevâj kardan
-
ازدواج
nounTom e Mary si sono sposati in una chiesa non troppo lontano da qui.
تام و ماری در کلیسای کوچکی نه چندان دور از اینجا ازدواج کرده بودند.
-
ترجمه های کمتر
- زناشويي
- شامل بودن
- شوهر دادن
- عروسی کردن
- عقیده داشتن به
- قرین شدن
- پیوند
- پیوند کردن
- گرفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sposare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sposare" با ترجمه به فارسی
-
moteahhel · شوهردار · عروسیکرده · متأهل · متاهل
-
نامزد شده
-
زوجهای ازدواج کرده
-
dâmâd · داماد · دوما · دوماد · شوهر · مرد · مهتر · نر · همسر
-
ʼarus · بیوگ · تازه عروس · خانم · زن · زوجه · عروس · عیال · همسر
-
اردک جنگلی
-
شیربها
-
ʼarus · بیوگ · تازه عروس · خانم · زن · زوجه · عروس · عیال · همسر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن