ترجمه "sposato" به فارسی

شوهردار, moteahhel, متاهل بهترین ترجمه های "sposato" به فارسی هستند.

sposato adjective verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • شوهردار

    adjective
  • moteahhel

  • متاهل

    adjective

    Grant invitò i membri, inclusi gli uomini sposati, a svolgere una missione.

    گرانت مبلغّین مذهبی را به خدمت فراخواند، از جمله برخی از مردان متاهل را.

  • ترجمه های کمتر

    • عروسیکرده
    • متأهل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sposato " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sposato" با ترجمه به فارسی

  • ezdevâj kardan · ازدواج · ازدواج کردن · زناشويي · شامل بودن · شوهر دادن · عروسی کردن · عقیده داشتن به · قرین شدن · پیوند · پیوند کردن · گرفتن
  • نامزد شده
  • زوجهای ازدواج کرده
  • dâmâd · داماد · دوما · دوماد · شوهر · مرد · مهتر · نر · همسر
  • ʼarus · بیوگ · تازه عروس · خانم · زن · زوجه · عروس · عیال · همسر
  • اردک جنگلی
  • شیربها
  • ezdevâj kardan · ازدواج · ازدواج کردن · زناشويي · شامل بودن · شوهر دادن · عروسی کردن · عقیده داشتن به · قرین شدن · پیوند · پیوند کردن · گرفتن
اضافه کردن

ترجمه های "sposato" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه