ترجمه "fest" به فارسی

مهمانی, بزم, جشن بهترین ترجمه های "fest" به فارسی هستند.

fest
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • مهمانی

    noun

    Eller når man drikker litt for mye på en fest, bare ut av angst.

    یا اینکه در مهمانی زیاد مشروب مینوشید، بخاطر نگرانیهایتان.

  • بزم

    noun masculine
  • جشن

    noun

    Det var en invitasjon som aldri ble sendt, fordi festen ble avlyst.

    دعوتي که هيچوقت به جايي نرسيد چون جشن لعنتي ، کنسل شد

  • ترجمه های کمتر

    • جشن و سرور
    • عید
    • پارتی
    • کار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fest " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

تصاویر با "fest"

عباراتی شبیه به "fest" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fest" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه