ترجمه "festning" به فارسی

دژ, قلعه بهترین ترجمه های "festning" به فارسی هستند.

festning
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • دژ

    noun

    Men meldingene fra festningen sier at dagene bIir kortere.

    اما گزارش هاي رسيده از دژ به ما مي گه که روزها کوتاه تر شدن.

  • قلعه

    noun m;f

    En av de forlatte festningene vil gi oss en vei gjennom.

    ميتونيم از يکي از اون قلعه هاي متروکه رد بشيم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " festning " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

تصاویر با "festning"

اضافه کردن

ترجمه های "festning" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه