ترجمه "kochanek" به فارسی
عاشق, فاسق بهترین ترجمه های "kochanek" به فارسی هستند.
kochanek
noun
masculine
feminine
دستور زبان
mężczyzna utrzymujący stosunki seksualne bez wchodzenia w związek małżeński [..]
-
عاشق
nounW momencie, kiedy Condé stał się twoim kochankiem, musiał umrzeć.
همون زماني که کاندي عاشق تو شد ، بايد ميميرد.
-
فاسق
nounWiedzieliśmy, że miała kochanka, ale że aż dwóch?
فکر مي کرديم يه فاسق داره ، اما 2 تا ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kochanek " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kochanek
noun
masculine
Ten trzeci w małżeńskim trójkącie [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Kochanek" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Kochanek در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "kochanek" با ترجمه به فارسی
-
عاشق · فاسق · محبوبه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن