ترجمه "kochany" به فارسی
دلارام, دلبر, دلدار بهترین ترجمه های "kochany" به فارسی هستند.
kochany
noun
particle
adjective
masculine
دستور زبان
imiesłów przymiotnikowy bierny od: kochać [..]
-
دلارام
-
دلبر
noun -
دلدار
noun
-
ترجمه های کمتر
- عزیز
- فری
- گرامی
- یار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kochany " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kochany" با ترجمه به فارسی
-
ادم · انسان
-
زندگی عاشقانه · عشق ورزی
-
چسصى
-
دوست دارم · دوستت دارم · عاشقتم · من دوستت دارم
-
Persian · ترا دوست میدارم · دوستت دارم · عاشقتم
-
عشق ورزیدن
-
Persian · ترا دوست میدارم · دوستت دارم · عاشقتم
-
دوست داشتن · عاشق بودن · عشق داشتن · مهر ورزیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن