ترجمه "kochanka" به فارسی
عاشق, فاسق, محبوبه بهترین ترجمه های "kochanka" به فارسی هستند.
kochanka
noun
masculine
feminine
دستور زبان
kobieta pozostająca w nieformalnym związku seksualnym z mężczyzną [..]
-
عاشق
nounW momencie, kiedy Condé stał się twoim kochankiem, musiał umrzeć.
همون زماني که کاندي عاشق تو شد ، بايد ميميرد.
-
فاسق
nounWiedzieliśmy, że miała kochanka, ale że aż dwóch?
فکر مي کرديم يه فاسق داره ، اما 2 تا ؟
-
محبوبه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kochanka " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kochanka" با ترجمه به فارسی
-
عاشق · فاسق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن