ترجمه "kochanie" به فارسی

جان, دلبر, عزیز بهترین ترجمه های "kochanie" به فارسی هستند.

kochanie noun neuter دستور زبان

osoba ukochana [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جان

    noun

    Czy ktokolwiek ci mówił, jakie masz śliczne dłonie, kochana?

    تاحالا کسي بهت گفته بود ، عزيز جان ، که دست هاي دوست داشتني داري ؟

  • دلبر

    noun
  • عزیز

    noun

    Natomiast jeśli żona wie, że jest kochana i szanowana, z pewnością czuje się szczęśliwa.

    از سوی دیگر، زنی که میداند نزد شوهر خود، عزیز و محبوب میباشد، مطمئناً سعادتمند است.

  • ترجمه های کمتر

    • کودک
    • دلارام
    • دلدار
    • عزیزم
    • عشق پاک
    • مامانی
    • یار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kochanie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kochanie" با ترجمه به فارسی

  • ادم · انسان
  • زندگی عاشقانه · عشق ورزی
  • چسصى
  • دوست دارم · دوستت دارم · عاشقتم · من دوستت دارم
  • Persian · ترا دوست میدارم · دوستت دارم · عاشقتم
  • عشق ورزیدن
  • Persian · ترا دوست میدارم · دوستت دارم · عاشقتم
  • دوست داشتن · عاشق بودن · عشق داشتن · مهر ورزیدن
اضافه کردن

ترجمه های "kochanie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه