ترجمه "mało" به فارسی
اندک, کم بهترین ترجمه های "mało" به فارسی هستند.
mało
numeral
adverb
دستور زبان
niewielka ilość czegoś lub kogoś [..]
-
اندک
adjectiveWiemy zbyt mało o globalnej dynamice zmian majątkowych, więc trzeba udrożnić międzynarodową wymianę informacji bankowych.
ما درباره پویایی ثروت جهانی خیلی اندک میدانیم، پس به تبادل بینالمللی اطلاعات بانکی احتیاج داریم.
-
کم
nounWynajmuję to teraz za mniej niż dolara za metr kwadratowy.
خوب ، الان دارم متري کمتر از يه دلار اجاره ش ميدم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mało " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mało" با ترجمه به فارسی
-
جزایر کیمن · كيمن براك · ليتل كيمن · گراند كيمن
-
کاسواری کوچک
-
مالی
-
شازده کوچولو
-
كوچك · كوچِک · کوچِک · کوچک
-
كوچك · كوچِک · کوچِک · کوچک
-
بدبخت · برنا · جوان · خرد · زشت · كوچك · كوچِک · که · کوچِک · کوچک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن