ترجمه "mały" به فارسی
كوچِک, کوچک, خرد بهترین ترجمه های "mały" به فارسی هستند.
mały
adjective
noun
masculine
دستور زبان
mający niewielkie rozmiary, nieduży, drobny, niski [..]
-
كوچِک
-
کوچک
adjectivePokrój łososia na małe kawałki.
ماهی سالمون را به قطعات کوچک ببر.
-
خرد
adjectivePonad 40 lat stałego zatrudnienia w różnych firmach, małych i dużych, dobiegło końca.
خوب، بیش از ۴۰ سال اشتغال پیوسته در انواع شرکتهای خرد و کلان به پایان رسیده بود.
-
ترجمه های کمتر
- که
- برنا
- جوان
- کوچِک
- بدبخت
- زشت
- كوچك
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mały " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Mały
noun
masculine
nazwisko Kategoria:Język polski - nazwiskaKategoria:Polskie nazwiska męskiemęskie
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Mały" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Mały در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "mały"
عباراتی شبیه به "mały" با ترجمه به فارسی
-
جزایر کیمن · كيمن براك · ليتل كيمن · گراند كيمن
-
کاسواری کوچک
-
مالی
-
شازده کوچولو
-
اندک · کم
-
كوچك · كوچِک · کوچِک · کوچک
-
كوچك · كوچِک · کوچِک · کوچک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن