ترجمه "mali" به فارسی

مالی, مالی, جمهوري مالي بهترین ترجمه های "mali" به فارسی هستند.

mali adjective

mos lm →

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • مالی

    noun proper

    O mało co nie poszedłbym do college'u, gdyby nie pomoc ciotki.

    اما من دانشگاه نرفتم، تا وقتی که یکی از خالههایم به من پیشنهاد کمک مالی داد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mali " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Mali proper noun neuter دستور زبان

geogr. polit. państwo w Afryce ze stolicą w Bamako; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • مالی

    noun proper

    Słowa te w języku bambara, używanym w zachodnioafrykańskim kraju Mali, znaczą: „To dzieło Boże”.

    این عبارت به زبان بامبارای کشور مالی واقع در آفریقای غربی، یعنی «این کار خداست.»

  • جمهوري مالي

تصاویر با "mali"

عباراتی شبیه به "mali" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mali" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه