ترجمه "wtyczka" به فارسی

افزایه, تخته مدار, فیش بهترین ترجمه های "wtyczka" به فارسی هستند.

wtyczka noun feminine دستور زبان

elektr. element umożliwiający podłączenie urządzeń elektrycznych, zasilanych z sieci elektrycznej do gniazda elektrycznego; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • افزایه

  • تخته مدار

    noun
  • فیش

    Wtyczki, łożyska, gniazdka i zapadki tutaj.

    فیش ها ، ریل ها ، کابل ها ، لبه های اینجا.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wtyczka " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "wtyczka"

اضافه کردن

ترجمه های "wtyczka" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه