ترجمه "wujek" به فارسی

عمو, خالو, دائی بهترین ترجمه های "wujek" به فارسی هستند.

wujek noun masculine دستور زبان

brat matki [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • عمو

    noun

    brat ojca lub matki

    Ja, wujek Mason, to jest w naszej krwi.

    من ، عمو ميسن ، اين توي خون ماست.

  • خالو

    noun
  • دائی

    noun

    Wujek Gayli żyje do dzisiaj i uczy się walca.

    در حقیقت، دائی گیلا تا به امروز زنده است، و رقص والس را یاد میگیرد.

  • دایی

    noun

    Ostatnia rzecza, jakiej potrzebuje dziecko, to wujek psychopata.

    آخرین چیزی که بچه می خواد یه دایی ـه روانیه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wujek " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Wujek noun masculine

Wuj [..]

+ اضافه کردن

"Wujek" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Wujek در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "wujek"

اضافه کردن

ترجمه های "wujek" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه