ترجمه "wujcio" به فارسی
دایی, عم, عمو بهترین ترجمه های "wujcio" به فارسی هستند.
wujcio
Noun
noun
masculine
دستور زبان
pot. pieszcz. wuj
-
دایی
noun -
عم
noun -
عمو
nounMaluchy wołają na mnie wujcio Greg.
" کوچولوها بهم مي گن عمو " گِرگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wujcio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن