ترجمه "skina" به فارسی

درخشش, تابیدن, براق شدن بهترین ترجمه های "skina" به فارسی هستند.

skina verb دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • درخشش

    noun

    Du har ett sken runt dig som jag inte har sett på länge.

    خب امشب يه درخشش توي تو هست كه خيلي وقته نديدم

  • تابیدن

    verb
  • براق شدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • برق زدن
    • سوسو زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " skina " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "skina" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "skina" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه