ترجمه "skinka" به فارسی
ژامبون, سرین بهترین ترجمه های "skinka" به فارسی هستند.
skinka
noun
common
w
دستور زبان
-
ژامبون
nounVar snäll och beställ lite skinka och ägg åt mig.
زحمت بکش برام ژامبون و تخم مرغ سفارش بده
-
سرین
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " skinka " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "skinka"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن