ترجمه "skingra" به فارسی
متفرق, افشاندن, پراکندن بهترین ترجمه های "skingra" به فارسی هستند.
skingra
Verb
دستور زبان
-
متفرق
Fokierna som var posterade där skingrades utan strid!
، فوکي هايي که به اونجا فرستادي بدون هيچ مقاومتي متفرق شدن
-
افشاندن
verb -
پراکندن
verb
-
ترجمه های کمتر
- متفرق کردن
- پراکنده کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " skingra " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن