ترجمه "skinn" به فارسی
پوست, چرم, pust بهترین ترجمه های "skinn" به فارسی هستند.
skinn
noun
neuter
دستور زبان
-
پوست
nounTa så många skinn som vi kan bära.
تمام پوستي که ميتونيم حمل کنين رو جمع کنين
-
چرم
noun -
pust
-
پوست خام
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " skinn " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "skinn"
عباراتی شبیه به "skinn" با ترجمه به فارسی
-
حاضر جواب بودن
-
پشم زرین
-
پشم زرین
-
دزدیدن · دستبرد زدن · گوش بریدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن