ترجمه "Apply" به فارسی

بکار بردن, بکار بردن, درخواست دادن بهترین ترجمه های "Apply" به فارسی هستند.

Apply
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بکار بردن

    Apply the right amount of force, this can do some damage.

    با بکار بردن نيروي لازم ، همين ميتونه آسيب زيادي بزنه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Apply " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

apply adjective verb دستور زبان

(transitive) To lay or place; to put or adjust (one thing to another);—with to; as, to apply the hand to the breast; to apply medicaments to a diseased part of the body. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بکار بردن

    to put to use for a purpose

    It is impossible to apply such methods now, owing to the ignorance and poverty of our scattered farming population;

    اینک به علت جهل و فقر توده پراکنده کشاورز ما، بکار بردن چنین شیوه ای غیرممکن است.

  • درخواست دادن

    to put to use for a purpose

    You know how many people applied for the job?

    ميدوني چند نفر براي اين کار درخواست دادن ؟

  • استعمال کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • مجبورکردن
    • اعمال کردن
    • اِسناد، بازخواندن، بستن به
    • نفوذ
    • (بر روی چیزی) پراکندن
    • (واژه یا عنوان و غیره) اطلاق کردن
    • از پیش بردن
    • استخدام کردن
    • به كار گرفتن
    • به کار بردن
    • به کار زدن
    • بهره برداری کردن
    • بکار گماشتن
    • درخواست کردن از
    • درخواستنامه پر کردن
    • زدن به
    • سعی و مراقبت کردن
    • مالیدن به
    • مراجعه کردن
    • مربوط بودن
    • مشغول کردن
    • مناسب بودن
    • وارد بودن
    • پشتکار به خرج دادن

تصاویر با "Apply"

عباراتی شبیه به "Apply" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Apply" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه