ترجمه "Fars" به فارسی

فارس, پارس بهترین ترجمه های "Fars" به فارسی هستند.

Fars proper

A province of Iran. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فارس

    noun proper

    northern province of Iran [..]

    Shiraz is the capital of the Fars province of Iran, and it is know as the city of poets and literature.

    شیراز مرکز استان فارس ایران است و به عنوان شهر شعر و ادبیات شناخته میشود.

  • پارس

    adjective noun proper

    One of the 30 provinces of Iran, located in the south of the country.

    a dog baying on some low and far away ledge of the cliff.

    سگی از دوردست، از پایین صخرهای پارس میکرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Fars " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

fars noun

plural of [i]far[/i]

+ اضافه کردن

"fars" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای fars در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "Fars" با ترجمه به فارسی

  • خاور دور روسیه
  • (در مورد اثر و نتیجه و غیره) ژرف · دور رس · فراچنگ · فراگیر · گسترده
  • گیلانشاه شرقی
  • تا آن دم، تا آن لحظه
  • (ایتالیایی : هیچ کاری نکردن شیرین است) بطالت لذت بخش
  • تفاوت بسیار زیاد · زمین تا آسمان فرق داشتن
  • چه خوب! دمت گرم!
  • اقصی · دور افتاده · دور دست · همه جا منتشر · وسیع · پخش · پراکنده · گسترده
اضافه کردن

ترجمه های "Fars" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه