ترجمه "Fixation" به فارسی
تثبیت, تمرکز، تثبیت, وسواس بهترین ترجمه های "Fixation" به فارسی هستند.
Fixation
-
تثبیت
Look at these fixators.
به این تثبیت کننده ها نگاه کن
-
تمرکز، تثبیت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Fixation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
fixation
noun
دستور زبان
The act of fixing, or the state of being fixed or fixated. [..]
-
وسواس
nounDr. Bader's fixation on survival bringing his to an end.
وسواس دکتر بيدر براي زنده موندن
-
واگری
-
وسوسه
-
ترجمه های کمتر
- (روانکاوی) پای بندی
- (شیمی) رجوع شود به nitrogen fixation
- (عامیانه) وسواس
- (عکاسی) تثبیت فیلم
- تثبیت – خو کرفتگی
- تمرکز روی چیزی (به ویژه با چشمان)
- خیره شدگی
- خیره گی
- عقده روحی
- چشم دوزی
عباراتی شبیه به "Fixation" با ترجمه به فارسی
-
تثبیت آمونیوم
-
تثبيت تلماسه
-
تثبیت شکستگی
-
برجایی نیتروژن (تبدیل نیتروژن هوا به ترکیبات نیتروژنی توسط ترکیزه های موجود در ریشه ی برخی گیاهان و در خاک) · تثبيت ازت · تثبیت دینیتروژن · تثبیت نیتروژن
-
تثبيت ازت · تثبیت دینیتروژن · تثبیت نیتروژن
-
مربع ثابت
-
تثبيت كربن دياكسيد
-
آزمونهای تثبیت مکمل · آزمونهای تثبیت کومپلمان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن