ترجمه "fixate" به فارسی
(به چیزی) خیره شدن, (روانکاوی) تثبیت شدن, روی چیزی متمرکز شدن یا کردن بهترین ترجمه های "fixate" به فارسی هستند.
fixate
verb
دستور زبان
To make something fixed and stable; to fix. [..]
-
(به چیزی) خیره شدن
-
(روانکاوی) تثبیت شدن
-
روی چیزی متمرکز شدن یا کردن
-
ترجمه های کمتر
- واگر شدن
- پس ایست شدن
- چشم به چیزی دوختن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fixate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fixate" با ترجمه به فارسی
-
تثبیت آمونیوم
-
تثبيت تلماسه
-
تثبیت شکستگی
-
برجایی نیتروژن (تبدیل نیتروژن هوا به ترکیبات نیتروژنی توسط ترکیزه های موجود در ریشه ی برخی گیاهان و در خاک) · تثبيت ازت · تثبیت دینیتروژن · تثبیت نیتروژن
-
تثبيت ازت · تثبیت دینیتروژن · تثبیت نیتروژن
-
مربع ثابت
-
تثبيت كربن دياكسيد
-
آزمونهای تثبیت مکمل · آزمونهای تثبیت کومپلمان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن