ترجمه "fixate" به فارسی

(به چیزی) خیره شدن, (روانکاوی) تثبیت شدن, روی چیزی متمرکز شدن یا کردن بهترین ترجمه های "fixate" به فارسی هستند.

fixate verb دستور زبان

To make something fixed and stable; to fix. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (به چیزی) خیره شدن

  • (روانکاوی) تثبیت شدن

  • روی چیزی متمرکز شدن یا کردن

  • ترجمه های کمتر

    • واگر شدن
    • پس ایست شدن
    • چشم به چیزی دوختن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fixate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fixate" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fixate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه