ترجمه "fixable" به فارسی

تعیینکردنی, کارگذاشتنی, تعیین پذیر بهترین ترجمه های "fixable" به فارسی هستند.

fixable adjective دستور زبان

Capable of being fixed, repairable. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تعیینکردنی

  • کارگذاشتنی

  • تعیین پذیر

  • درست شدنی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fixable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "fixable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه