ترجمه "Opportunity" به فارسی
فرصت, فرصت, مجال بهترین ترجمه های "Opportunity" به فارسی هستند.
a Mars exploration rover that landed January 24, 2004. See wikipedia entry
-
فرصت
nounOpportunity makes a thief.
فرصت است که دزد می سازد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Opportunity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
a chance for advancement, progress or profit. [..]
-
فرصت
nounchance for advancement, progress or profit [..]
Don't throw away a good opportunity.
فرصت خوب را به دور نیانداز.
-
مجال
nounHe fights so that others can have the opportunity to make a difference.
اون مبارزه ميکنه بنابراين ديگران ميتونن اين مجال رو داشته باشن که دگرگوني ايجاد کنند.
-
موقع
nounThere was reason to believe that the syndicalist strategists would postpone the fight for a more favorable opportunity.
میبایست باور داشت که گردانندگان شورش نبرد را به موقع مناسب دیگری بگذارند.
-
ترجمه های کمتر
- forsat
- وقت
- مناسبت
- خجستی
- یارا
- دست یافت
تصاویر با "Opportunity"
عباراتی شبیه به "Opportunity" با ترجمه به فارسی
-
مادختسا تاواسم قح
-
هزینه فرصت
-
بجا بودن · بحایی · مورد مناسب · موقع بودن · موقعیت
-
ابن الوقت بودن · حزب باد · زمانه بازی · فرصت طلبی · نان به نرخ روز خوردن · هردم بیلی
-
بجا · بطور مناسب · بمناسبت · بموقع
-
یراک یاهتصرف و یصخش یاهتیلوئسم ح الصا نوناق1996 لاس
-
فرصت های شغلی – فرصت های استخدامی
-
(به ویژه زمان) مناسب · (مهجور) مفید · بجا · بموقع · به موقع · به هنگام · بگاه · خجسته · سودمند · مناسب · میمون