ترجمه "opportunism" به فارسی
فرصت طلبی, ابن الوقت بودن, حزب باد بهترین ترجمه های "opportunism" به فارسی هستند.
opportunism
noun
دستور زبان
The taking of opportunities; especially the practice of seeking immediate advantage from a situation without considering the long term [..]
-
فرصت طلبی
noun -
ابن الوقت بودن
-
حزب باد
-
ترجمه های کمتر
- زمانه بازی
- نان به نرخ روز خوردن
- هردم بیلی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " opportunism " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "opportunism" با ترجمه به فارسی
-
مادختسا تاواسم قح
-
هزینه فرصت
-
بجا بودن · بحایی · مورد مناسب · موقع بودن · موقعیت
-
forsat · خجستی · دست یافت · فرصت · مجال · مناسبت · موقع · وقت · یارا
-
بجا · بطور مناسب · بمناسبت · بموقع
-
یراک یاهتصرف و یصخش یاهتیلوئسم ح الصا نوناق1996 لاس
-
فرصت های شغلی – فرصت های استخدامی
-
(به ویژه زمان) مناسب · (مهجور) مفید · بجا · بموقع · به موقع · به هنگام · بگاه · خجسته · سودمند · مناسب · میمون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن