ترجمه "opportune" به فارسی

بجا, مناسب, سودمند بهترین ترجمه های "opportune" به فارسی هستند.

opportune adjective دستور زبان

Suitable for some particular purpose. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بجا

    adjective
  • مناسب

    There is only one suspect with motive and opportunity.

    فقط یک مظنون با انگیزه و فرصت مناسب وجود داره

  • سودمند

    adjective

    Showers mingled with thunder shook the doors on their hinges, and created in the prison a terrible and opportune uproar.

    وزش تندباد، مخلوط با غرش رعد، درها را بر پاشنهها میلرزاند و هنگامه عجیبی در زدان برپا میکرد که هم هولناک بود و هم سودمند.

  • ترجمه های کمتر

    • بموقع
    • بگاه
    • خجسته
    • میمون
    • (به ویژه زمان) مناسب
    • (مهجور) مفید
    • به موقع
    • به هنگام
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " opportune " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "opportune" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "opportune" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه