ترجمه "Painful" به فارسی

دردناک, جانگداز, بد بهترین ترجمه های "Painful" به فارسی هستند.

Painful

ترجمه خودکار " Painful " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
+ اضافه کردن

"Painful" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Painful در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

ترجمه با املای جایگزین

painful adjective دستور زبان

Causing pain or distress, either physical or mental. [from 14th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دردناک

    adjective

    suffering with pain

    These are the most painful memories I have of my childhood.

    اینها دردناک ترین خاطراتی هستند که من از دوران کودکیم دارم.

  • جانگداز

  • بد

    adjective

    She makes you feel the worst pain imaginable.

    جین باعث می شه بد ترن دردی که بتونی تصور کنی رو حس کنی.

  • ترجمه های کمتر

    • جانکاه
    • آزارگر
    • برخورنده
    • (قدیمی) رجوع شود به painstaking
    • آزار دهنده
    • درد آور
    • درد انگیز
    • رنج انگیز
    • پر درد سر
    • پر زحمت

عباراتی شبیه به "Painful" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Painful" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه